غرش شیران
قالب : قصيده
مخاطب قصيده : طبقۀ مرفه و حاکم عصر شاعر ( سيف فرغانی )
محتوا : 1- نقد طبقه ی مرفه و حاکم عصر شاعر
2- نا پايداری ايام خوش آنان
تاکيد بر گذرا بودن روزگار انسان های مرفه و بی درد جامعه
مرگ فراگير است برای همه ی موجودات
عدل و ظلم ( در اين جهان ) هر دو زوال پذير است
زوال پذيری شکوه و قدرت ظاهری انسان هاي پست و فرو مايه
انسان ها همگی فانی هستند
هممرگبرجهانشما نيزبگذرد همرونقزمانشمانيزبگذرد
قلمرو زبانی:
مرجع: « شما »طبقۀ حاکم و مرفه جامعه
رونق : فروغ ، زيبايي ، درخشش ، شکوه
زمان : زمانه ، دوران
قلمرو ادبی:
جهان : مجاز از وجود و زندگی
واژه های « شما نيز بگذرد » آ رايۀتکرار
گذشتن مرگ: تشخیص
قلمرو فکری:
معنی : در نهايت ، مرگ نيز به سراغ شما خواهد آمد و رونق و شکوه دوران شما نيز روزي به پايان خواهد رسيد.
مفهوم : تأکيد بر گذرا بودن روزگار انسان های مرفه و بی درد جامعه
وين بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشيان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
بوم : جغد
محنت : غم و اندوه
از پی آن : برای آن ، به خاطر آن
دولت : دارایی، زمان فرمانروایی
قلمرو ادبی:
بوم : نماد نحسی ، نا مبارکی ، شومی
بوم محنت : اضافۀ تشبيهي ( محنت : مشبه / بوم : مشبه به )
بوم محنت بر آشيان کسی گذشتن : کنايه از نابودی قدرت و اعتبار , از بين بردن خوشبختي
دولت آشيان : ترکيب اضافی مقلوب,آشيانۀخوشبختي
نوعی تشبيه ( مشبه: دولت ( اقبال ) / مشبه به : آشيان )
قلمرو فکری:
معني: محنت و سختی ، جغد شوم ويرانگری است که به ما بسنده نمي کند شما را نيز خانه خراب خواهد کرد
آب اجل که هست گلوگير خاص و عام برحلق و بر دهان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
اجل : مرگ (اهميت املايي دارد )
قلمرو ادبی:
آب اجل: اضافۀ تشبيهي ( اجل : مشبه/ آب مشبه به )
گلوگير : کنايه از نابود کننده ، خفه کننده، کشنده ، آزار دهنده
خاص و عام : آرايه ی تضاد ، مجاز از همۀ مردم ، همۀ جانداران
گلو ، حلق ، دهان : تناسب
آب اجل بر حلق کسي گذشتن : کنايه از مرگ و نابوي
بيت تلميح دارد به آيه ی « کلّ نفس ذائقه الموت »هر نفسی طعم مرگ را ميچشد
بيت دارای تمثيل است.
قلمرو فکری:
معني : مرگ که نابودکننده خاص و عام است روزی شما را نيز نابود خواهد کرد.
مفهوم : مرگ فراگير است برای همۀ موجودات
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد بيداد ظالمان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
داد : عدل و انصاف
به جهان در: دو حرف اضافه برای يک متمم دستور تاريخي
بقا نکرد: باقي نماند
بيداد : ظلم و ستم
قلمرو ادبی:
تضاد : داد و بيداد ـ عادلان و ظالمان
واج آرايي ، تکرار مصوّت "ا" و صامت هاي " د" و "ن "
قلمرو فکری:
معني: وقتی که عدل و انصاف انسان هاي عادل در جهان باقي نمی ماند ظلم و ستم ظالمان نيزيقيناً از بين رفتنی است.
مفهوم : عدل و ظلم ( در اين جهان ) هر دو زوال پذير است
ارتباط معنايي دارد با:
1- ما بارگه داديم اين رفت ستم با ما بر قصر ستم کاران تا خود چه رسد خذلان (خاقانی )
2- نماند همی نيک و بد پايدار
در مملکت چو غرّش شيران گذشت و رفت اين عوعو سگان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
غرّش : بانگ ، فرياد ، خروش
عوعو: وق وق، «نام آوا«که بيانگر صدای سگ است.
قلمرو ادبی:
مملکت : مي تواند مجاز از «دنيا «باشد
شيران : استعاره از شجاعان و قدرتمندان
عوعو: استعاره از : قدرت های ظاهری
سگان :استعاره از افراد پست فرو مايه و ظالم
غرش و عو عو /سگان و شيران: در مفهوم تضاد به کار رفته است
گذشت و بگذرد : اشتقاق
قلمرو فکری:
معنی: وقتي که بانگ و خروش انسان های شجاع گذشت و رفت اين صدای گوش خراش شما انسان های پست نيز يقينا رفتنی است.
مفهوم : زوال پذيری شکوه و قدرت ظاهری انسان هاي پست و فرو مايه
ارتباط معنايي دارد با بيت قبل.
بادی که در زمانه بسي شمع ها بکشت هم بر چراغدان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
کشتن: خاموش کردن
قلمرو ادبی:
باد : استعاره از مرگ
شمع : استعاره از وجود انسان ها
چراغدان : استعاره از زندگی و قدرت ( طبقه مرفه و حاکم )
شمع و چراغدان : تناسب
باد : تشخيص ( به خاطر " کشتن " )
باد بر شمع و چراغدان وزيدن : کنايه از مرگ و نابودي
تلميح دارد به آيه " کل نفس ذائقه الموت "
قلمرو فکری:
معنی : مرگ هم چو بادی است که شمع وجود انسان ها را خاموشی می کند اين باد اجل شما را نيز نابود خواهد کرد
ارتباط معنايی دارد با :
آب اجل که هست گلوگير خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد
زين کاروان سراي بسي کاروان گذشت ناچار کاروان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
کاروان: واژه ساده
کاروان سراي:واژه مرکب
قلمرو ادبی:
کاروان سرا : استعاره از دنيا
کاروان سرا و کاروان : تناسب و تکرار
کاروان مصراع اول ) استعاره از مردم انسان ها
مصراع دوم ) استعاره از عمر زندگي حکومت و قدرت
واج آرايی : تکرار مصوت بلند « ا »
قلمرو فکری:
معنی : انسان های زيادی به کاروان سرای دنيا آمده اند و رفته اند شما نيز ناگزير از اين دنيا خواهيد رفت
مفهوم : انسان ها همگی فانی هستند
ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن تأثير اختران شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
مفتخر : سربلند،صاحب افتخار
طالع : بخت،سرنوشت
مسعود : فرخنده ،نيکو،با سعادت ،سعادتمند
اختران: ستارگان
قلمرو ادبی:
تاثير اختران شما نيز بگذرد: کنايه از اين که بخت نيک شما نيز به پايان خواهد رسيد
طالع و اختران : تناسب
واج آرايي : تکرار مصوت" -ue826 " و صامت " ت " ( در واج آرايي" واج های هم صدا يکی محسوب مي شوند ) ت= ط)
اشاره و تلميح دارد به اعتقاد قدما که ستارگان را در تعيين سرنوشت انسان ها دخيل می دانستند.
اشاره و تلميح دارد به حدیث امام علی(ع):الدهر یومان یوم لک و یوم علیک
قلمرو فکری:
معني: ای کسي که به بخت نيک خود افتخار مي کنی اين بخت و اقبال فرخندۀشما نيز به پايان خواهيد رسيد.
بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم تا سختي کمان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
جور : ظلم و ستم
قلمرو ادبی:
تير جور : اضافۀ تشبيهي (جور : مشبه / تير : مشبه به )
زتحمل سپر کنيم : تشبيه ( تحمل :مشبه/ سپر : مشبه به)
کمان : مجاز از قدرت ،سلطه ، زور و ستم ( علاقه ی کليه )
سختی کمان :کنایه از قدرت و سلطه فراوان
تير و سپر و کمان:مراعات نظیر
قلمرو فکری:
معني : با سپر صبر و تحمل در برابر ستم و ظلم تير مانند شما ( حاکمان ) استقامت مي کنيم تا اينکه
دورۀسلطه و قدرت شما نيز به پايان برسد.
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع اين گرگي شبان شما نيز بگذرد
قلمرو زبانی:
تو: منظور انسان های پستي که حاکمان ستمگر را روی کار آورده اند
گرگ طبع : گرگ صفت ، درنده خو
شبان : چوپان
رمه:گله
قلمرو ادبی:
رمه : گله استعاره از مردم
چوپان : استعاره از عاملان ظالم حکومت
چوپان گرگ طبع : نوعي تشبيه دارد ( مشبه :طبع چوپان / مشبه به : طبع گرگ / وجه شبه : درندگی و از بين بردن مردم )
گرگی : استعاره از ظلم و ستم و رفتار ظالمانه
شبان: استعاره از حاکمان ظالم
گرگ و رمه و چوپان و شبان : تناسب ( مراعات نظير )
رمه و گرگ: تضاد ( طباق )
چوپان گرگ طبع : نوعي پارادوکس
قلمرو فکری:
معني : ای کساني که مردم را به دست حاکمان ستمگر گرگ صفت سپرده ايد( آگاه باشيد ) که اين ستمگری شما نيز روزی به پايان خواهد رسيد.