
گنج حکمت:کوزهحکایتی زیبا از کتاب #اخلاق_محسنی اثرکمال االدین حسین بن علی سبزواری مشهوربه مولاناحسین واعظ کاشفی (910_840 ه .ق)واعظ کاشفی،نویسنده،واعظ،منجم، ریاضی دان ومفسرقرآن دوره تیموریان واهل سبزوار بود.قلمرو زبانی:استفاده ازجمله های کوتاه،بیان روان وسادهمعنی لغات وعباراتمی گذشت:[ازجایی یاراهی]عبورمی کردابلهی:نادانیدچارشد:روبه روشد،برخوردکردبرسبیل تلطف:ازراه مهربانی(بامهربانی) مسلّم نشد:باورنکرد،تسلیم نشدآغازعربده وسفاهت نهاد:ابتدا کردبه دادوفریادونادانی کردنتحسین می نمود:به اونیکویی وخوبی م...
ادامه مطلب
گنج حکمت:کوزه حکایتی زیبا از کتاب #اخلاق_محسنی اثرکمال االدین حسین بن علی سبزواری مشهوربه مولاناحسین واعظ کاشفی (910_840 ه .ق) واعظ کاشفی،نویسنده،واعظ،منجم، ریاضی دان ومفسرقرآن دوره تیموریان واهل سبزوار بود. قلمرو زبانی: استفاده ازجمله های کوتاه،بیان روان وساده معنی لغات وعبارات می گذشت:[ازجایی یاراهی]عبورمی کرد ابلهی:نادانی دچارشد:روبه روشد،برخوردکرد برسبیل تلطف:ازراه مهربانی(بامهربانی) مسلّم نشد:باورنکرد،تسلیم نشد آغازعربده وسفاهت نهاد:شروع کردبه دادوفریادونادانی کردن تحسین می نمود:به اونیکویی وخوبی می کرد زبون:خوار،حقیر،درمانده ناکس:فرومایه ،پست قهرمی کند:غضب وخشم می گیرد لطف می فرمایی:مهربانی می کنی درغضب نمی شوم:عصبانی وخشمگین نمی شوم اوازمن صاحب ادب می شود:ازر...
ادامه مطلب
گنج حکمت:کوزه حکایتی زیبا از کتاب #اخلاق_محسنی اثرکمال االدین حسین بن علی سبزواری مشهوربه مولاناحسین واعظ کاشفی (910_840 ه .ق) واعظ کاشفی،نویسنده،واعظ،منجم، ریاضی دان ومفسرقرآن دوره تیموریان واهل سبزوار بود. قلمرو زبانی: استفاده ازجمله های کوتاه،بیان روان وساده معنی لغات وعبارات می گذشت:[ازجایی یاراهی]عبورمی کرد ابلهی:نادانی دچارشد:روبه روشد،برخوردکرد برسبیل تلطف:ازراه مهربانی(بام...
ادامه مطلب
گنج حکمت:کوزه حکایتی زیبا از کتاب #اخلاق_محسنی اثرکمال االدین حسین بن علی سبزواری مشهوربه مولاناحسین واعظ کاشفی (910_840 ه .ق) واعظ کاشفی،نویسنده،واعظ،منجم، ریاضی دان ومفسرقرآن دوره تیموریان واهل سبزوار بود. قلمرو زبانی: استفاده ازجمله های کوتاه،بیان روان وساده معنی لغات وعبارات می گذشت:[ازجایی یاراهی]عبورمی کرد ابلهی:نادانی دچارشد:روبه روشد،برخوردکرد برسبیل تلطف:ازراه مهربانی(بامهربانی) مسلّم نشد:باورنکرد،تسلیم نشد آغازعربده وسفاهت نهاد:شروع کردبه دادوفریادونادانی کردن تحسین می نمود:به اونیکویی وخوبی می کرد زبون:خوار،حقیر،درمانده ناکس:فرومایه ،پست قهرمی کند:غضب وخشم می گیرد لطف می فرمای...
ادامه مطلب